نسخه پی دی اف

روايتی از تعيين خط فقر ٧٠٠ هزار تومانی؛ خـط بقـا

﷯ پورموسی، فعال صنف کارگری:با تحقیقات میدانی و بررسی‌هایی که از زندگی کارگران در مشهد داشتیم، خط فقر برای این قشر را رقم یک میلیون و ٨٠٠ هزار تومان برآورد کردیم
﷯ دکتر چِشُمی، اقتصاددان: با این رقم، فقط می‌توان سرپناه و چیزی برای خوردن در حد زنده ماندن داشت. شبیه زندگی‌هایی که از فقر مطلق در دنیا به نام زندگی‌های یک دلاری شناخته می‌شوند
﷯ دکتر اکبری، جامعه‌شناس: حدود ٣٣درصد شهروندان مشهدی اعلام کرده‌اند اصلا، یا به میزان کافی نمی‌توانند پوشاک و خوراک خود را تأمین کنند. حتی در طول یک روز، یک وعده غذایی ثابت هم ندارند
.............................................
محدثه شوشتری- اعلام خط فقر ٧٠٠ هزار تومانی، معادله عجیب و غریبی در وضعیت معیشت مردم بود که چند هفته پیش رسانه‌ای شد. اینکه با کدام فرمول و جدول ضرب، هزینه خوراک، پوشاک، مسکن، تحصیل، تفریح و درمان یک خانوار چهار یا پنج نفره، ٧٠٠ هزار تومان برآورد شده، بحث مهمی است که اساس این رقم را زیر سوال می‌برد. البته معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به عنوان منبع اعلام خبر، پاسخ این سوال را خیلی قاطعانه داده است: «برای رسیدن به رقم فقر ملی، فرمول مشخصی را مدنظر قرار داده‌ایم که از حاصل‌ضرب هزینه‌های هر خانواده ٣ تا ٥ نفره به دست می‌آید.» با یک حساب سرانگشتی اگر این رقم ٧٠٠ هزار تومانی را برای خانواده پنج نفره در نظر بگیریم، سهم هر فرد روزانه تقریبا ٤ هزار و ۶٠٠ تومان و ماهیانه ١٤٠هزار تومان می‌شود. رقمی که احتمالا هر فرد با آن فقط بتواند جای خوابش را تأمین کند و نان خالی بخورد! این را اگر حکایت زندگی برخی از افراد گوشه و کنار شهرمان بدانیم، محسن ٣۶ ساله یکی از آن‌هاست. رکود در ساخت و ساز، سفره این کارگر ساختمانی را خالی‌تر از هر زمانی کرده است. آن‌چنان که به‌جز یارانه پنج نفره و چند روز کاری که در ماه به زور گیرش می‌آید، درآمد دیگری ندارد. سر جمع تمام پولی که در ماه دستش را می‌گیرد، بین ٧٠٠ تا ٩٠٠ هزار تومان است. او ساکن خیابان طبرسی دوم مشهد است که نصف این مبلغ، اجاره خانه‌اش و ۴٠٠ هزار تومان دیگر با کسر هزینه‌های رفت و آمد و قبوض آب، برق و گاز، فقط پول نان و پنیر و برخی از اقلام خوراکی ضروری برای ادامه بقا می‌شود! او می‌گوید: دو سال است که به‌جز در میهمانی‌ها، گوشت نخورده‌ایم. تلویزیون این همه تبلیغ می‌کند گوشت سفید و ماهی مصرف کنید. در طول هشت سال خانه‌داری، فقط یکبار ماهی خریدم. میوه را هم اگر خریده‌ایم، یا خربزه بوده یا هندوانه که با نان به‌جای صبحانه خورده‌ایم. چند بار سر مخارج زندگی با زنم به طلاق رسیده‌ایم، اما به خاطر بچه‌ها برگشته است و من همیشه شرمنده او و بچه‌ها بوده‌ام. کاش مسئولی می‌آمد سر سفره و خانه زندگی کسانی مثل ما، تا می‌دید با این درآمدها ما فقط زنده مانده‌ایم.

٧٠٠ هزار تومان، خط فلاکت زندگی است
نه خط فقر
زندگی‌ای که محسن از روزگار خانواده‌اش روایت می‌کند، در تعبیر دکتر حسین اکبری به عنوان جامعه‌شناس، بخور و نمیر و خط فلاکت زندگی است، نه خط فقر. این عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد تعیین خط فقر ٧٠٠ هزار تومانی را آمار مدیریتی می‌داند، نه آمار علمی. به گفته وی، این میزان درآمد برای یک خانواده، خط بقا و زنده ماندن را تأمین می‌کند، نه هزینه‌های یک زندگی معمولی را که نیازمند خوراک، پوشاک، تحصیل، درمان، تفریح، حمل و نقل و سایر ملزومات است.

هفته‌ای یک‌بار به خانه می‌روم تا پول کرایه ندهم
تعبیر خط فلاکت زندگی با درآمد ٧٠٠ هزار تومانی را در روایت زندگی محمدرضا، جوان ٣٠ ساله ساکن مشهد می‌یابیم. او کارگر یکی از نانوایی‌های محدوده خواجه ربیع مشهد است که فقط هفته‌ای یک‌بار به خانه‌اش می‌رود. می‌گوید: خانه‌ام در خیابان امام هادی است و هزینه رفت و آمدم روزی چهار هزار تومان می‌شود. سر جمع آن در یک ماه ١٢٠ هزار تومان می‌شود که ترجیح می‌دهم شب‌ها در نانوایی بخوابم تا این هزینه را به زخم دیگری از زندگی‌ام بزنم. کل زمانی که در طول یک‌ماه، زن و بچه‌ام را می‌بینم کمتر از چهار شبانه‌روز است. بچه‌ها بهانه می‌گیرند و گاهی مادرشان هم کلافه می‌شود، اما چه می‌دانند که من برای سیر کردن شکم آن‌ها درد دوری و شب‌های تنهایی در نانوایی را به جان خریده‌ام. سخت‌تر از همه این است که یک مرد نتواند بالای سر زن و بچه‌اش باشد، آن هم در یک شهر و فاصله‌ای کمتر از نیم ساعت.
اگر زور هزینه‌های واجب زندگی نباشد، یک شب هم زندگی در نانوایی قابل تحمل نیست. اما درآمدم فقط یک میلیون تومان است که ۴۵٠ هزار تومانش را برای اجاره‌خانه می‌دهم. با دو فرزند قد و نیم قد، خیلی موقع‌ها پول دکتر هم پیدا نمی‌کنیم که برای یک سرماخوردگی خرج کنیم. از تفریح و سفر سخن به میان می‌آورم. پاسخش آهی است که از ته دل می‌کشد و می‌گوید: دلتان خوش است! مسافرتمان کجا بود؟ با کدام پول و ماشین؟ در خرج واجبات زندگی مانده‌ایم، تفریح بماند. با زن و بچه‌ام تا طرقبه و شاندیز هم نرفته‌ایم، چه برسد به خارج از مشهد.

هیچ وقت شکم سیر بچه‌هایم را نمی‌بینم
ملیحه سرپرست خانواری چهار نفره است. مثل محمدرضا شب‌ها در محل کارش نمی‌خوابد، اما او هم از درد دوری فرزندانش به دلیل کار می‌گوید. ملیحه در یکی از کارخانه‌های شهرک صنعتی مشهد کار می‌کند. هر روز ساعت پنج و ٣٠ دقیقه صبح از خانه بیرون می‌زند تا روز کاری‌اش را که ١٢ تا ١۴ ساعت است، بگذراند. به قول خودش جنازه‌اش به خانه می‌رسد و با این حال پایش به خانه نرسیده، باید به فکر غذای بچه‌ها باشد. فاصله چند ساعت تا زمان خواب بچه‌ها را یا پای اجاق گاز و ظرفشویی و یا مشغول تمیز کردن خانه است. جمله‌های آخرش با بُغض درهم می‌شوند: هیچ وقت شکم سیر بچه‌هایم را نمی‌بینم. هر چقدر می‌دَوَم، حتی شکمشان را هم نمی‌توانم درست و حسابی سیر کنم. شوهرم معتاد بود و چند سالی است که هیچ خبری از او نداریم. بار زندگی روی دوش خودم است. با این خرج و مخارج درمانده‌ام.
از حقوقش می‌پرسم. مطابق قانون کار است. می‌گوید: ماهی یک میلیون تومان می‌گیرم و اجاره خانه‌ام ۴٠٠ هزار تومان است. پول قبض‌ها را هم که حساب کنید، با بقیه حقوق به زور تا آخر ماه می‌کشم.
در مورد میزان هزینه‌اش برای میوه، برنج، گوشت و سایر اقلام خوراکی که می‌پرسم، جوابم را با سوال می‌دهد: به نظر شما با ۶٠٠ هزار تومان در ماه می‌شود هم غذای خوبی خورد، هم هزینه مدرسه بچه‌ها را داد، هم لباس خرید و هم دکتر رفت؟ سالی دو بار بیشتر نمی‌توانم برای بچه‌هایم لباس بخرم. یک‌بار زمستان، یک‌بار تابستان. همین اول مهر کاپشن، کیف و کفش و یک دست لباس بچه‌ها با معمولی‌ترین جنس، هر کدامشان ٢۵٠ هزار تومان شد. بچه‌هایم خیلی وقت‌ها توی تلویزیون یا بین بچه‌های مدرسه ظاهر دیگران را می‌بینند و هزار خواسته دارند. کوچک‌ترین چیزها، برایشان آرزو شده است.

یک میلیون و ٨٠٠ هزار تومان، خط فقر کارگری
درماندگی این کارگر خانم و قشر زیادی از کارگران دیگر جامعه در هزینه‌های درمان، تحصیل، تفریح، پوشاک و ... انتقادی است که از زبان نماینده و فعال صنف کارگری هم بیان می‌شود. رحمت‌ا... پورموسی شکاف بین دستمزد کارگران با هزینه‌های حداقلی زندگی را چند برابر دانسته و می‌گوید: با تحقیقات میدانی و بررسی‌هایی که از زندگی کارگران در مشهد داشتیم، خط فقر برای این قشر را رقم یک میلیون و ٨٠٠ هزار تومان برآورد کردیم. این در حالی است که دریافتی کارگران حتی با مبنای قانون کار، خیلی کمتر از این مبلغ است.
وی که در کارنامه کاری خود مسئولیت دبیرکلی کانون شوراهای اسلامی کار کشور را هم داشته است، وضعیت معیشت را در کنار امنیت شغلی، دو معضل اساسی قشر گسترده‌ای از جامعه ذکر می‌کند. به گفته وی، کارگران چون بیشتر از جسمشان کار می‌کشند و فعالیتشان پشت‌ِ میزی نیست، به میزان کالری بیشتری نیاز دارند تا توان جسمی لازم را برای کار داشته باشند. در عین حال دستمزد پایین آن‌ها نه تنها کفاف خوراک مورد نیاز مثل تأمین گوشت و ماهی و ... را نمی‌دهد، بلکه در صورت بیماری، توان پرداخت هزینه‌های کمرشکن درمان را هم ندارند.
پورموسی به ساعت کاری بالا و غیر استاندارد کارگران هم اشاره می‌کند و می‌گوید: کارگر نباید بیشتر از هفت ساعت و ٢٠ دقیقه کار کند، اما کارگر در جامعه ما در یک شغل ١٠ ساعت و حتی بیشتر مشغول به کار است. حتی کارگرهایی که در یک کار هفت ساعت و ٢٠ دقیقه کار می‌کنند، چون دستمزدشان کفاف زندگی را نمی‌دهد، بقیه روز را در کار دیگری فعالیت می‌کنند. این مسئله هم به کیفیت کار آن‌ها و هم به خودشان ضربه می‌زند. توان جسمی این کارگران به مرور زمان پایین می‌آید. دردمندی آن‌ها زودتر از سنشان شروع می‌شود و همه این‌ها در حالی است که نه درآمد کافی برای خوراک و بهبود اوضاع زندگی دارند و نه پولی برای هزینه‌های درمان.

سرانه گمشده تغذیه
گفته‌های این فعال کارگری را بگذاریم کنار جدولی که وزارت بهداشت به عنوان سرانه حداقلی تغذیه تعیین کرده است. کالری مورد نیاز بدن با ریزمغذی‌های کافی که باید از گوشت و ماهی، نان و غلات، میوه و سبزیجات، برنج، روغن و حبوبات تأمین شود، در این جدول اعلام شده است. هزینه خوراک بر اساس این سرانه به ازای هر نفر در ماه ١٨٣ هزار تومان و یک خانواده پنج نفره به ٩١۵ هزار تومان می‌رسد. این فقط هزینه خوراک است که با در نظر گرفتن حداقل اجاره مسکن در مشهد (ماهیانه ٢۵٠ تا ۴٠٠ هزار تومان در کمترین حالت ممکن و برای خانه‌ای با حداقل استانداردها)، قبوض آب، برق، گاز، هزینه رفت و آمد خانواده با اتوبوس و بدون در نظر گرفتن هیچ هزینه‌ای برای درمان، تحصیل و تفریح، به یک میلیون و ۴٠٠ هزار تومان می‌رسد. اگر میانگین هزینه‌های درمان، تحصیل و تفریح به این رقم اضافه شود، حداقل آن بالای دو میلیون تومان خواهد بود که باز هم با حساب و کتاب اعلام شده برای خط فقر، فاصله زیادی دارد. اینکه چرا رقم خط فقر بعد از ١٠ سال از اعلام نشدن آن، حالا ٧٠٠ هزار تومان تعیین شده، سوال دیگری است. علی چِشُمی، عضو گروه اقتصاد دانشگاه فردوسی پاسخ به این سوال را به سیاست و رفتارهای دولت‌ها نیز مرتبط می‌داند و می‌گوید: یکی از وظایف اصلی دولت‌ها حمایت اجتماعی از اقشار مختلف مردم است. اگر خط فقر را رقم دقیق اعلام کنند، بخش زیادی از جامعه زیر این خط قرار خواهند گرفت. در این صورت، وظیفه دولت‌ها سنگین‌تر و مطالبه از آن‌ها بیشتر می‌شود. بنابراین رقم خط فقر اعلام شده معمولا غیر واقعی و غیر علمی است و با شرایط زندگی مردم در جامعه تناسبی ندارد.

تعیین خط فقر به شیوه زندگی‌های یک دلاری
این کارشناس حوزه اقتصاد با اشاره به آمار حدود ١٠ میلیون نفری از افرادی که در کل کشور زیر پوشش نهادهای حمایتی و خیریه مثل بهزیستی و کمیته امداد هستند، بیان می‌کند: مجموعه‌هایی نظیر کمیته امداد زیرمجموعه دولت نیستند که دولت‌مردان بتوانند از این طریق به وظیفه خود عمل کنند. در واقع دولت به بودجه‌ای که به نهادی نظیر کمیته امداد بدهد، نمی‌تواند نظارتی داشته باشد. فقط سازمان بهزیستی می‌ماند که مأموریتش در حوزه آسیب‌دیدگان اجتماعی و معلولان است. در این شرایط اگر رقم خط فقر واقعی اعلام شود، بیشتر افراد جامعه مطالبه حمایت از سوی این نهادها را خواهند داشت.
چِشُمی در خصوص خط فقر ٧٠٠ هزار تومانی برای یک خانواده چند نفری به این نکته هم تأکید می‌کند که با این رقم، فقط می‌توان سرپناه و چیزی برای خوردن در حد زنده ماندن داشت. شبیه زندگی‌هایی که از فقر مطلق در دنیا به نام زندگی‌های یک دلاری شناخته می‌شوند. اینکه اگر هر فرد، یک دلار در روز کسب کند، زنده مانده است. تعیین مبلغ ٧٠٠ هزار تومان برای خط فقر را هم ظاهرا با همین شیوه محاسبه کرده‌اند.
وی ادامه می‌دهد: به ازای هر فرد خانواده ۵ نفری، روزانه چهار هزار و ۶٠٠ تومان در نظر گرفته‌اند که سر جمع آن در ماه حدود ٧٠٠ هزار تومان می‌شود. با این رقم چیزی شبیه زندگی هم نمی‌توان داشت.
این دقیقا جمله‌ای است که حامد، کاسب محله ابوطالب از شرح زندگی خانواده‌اش به خبرنگار ما می‌گوید. شغلش خیاطی بوده، اما چند سالی می‌شود که با پهن شدن بساط اجناس ارزان چین، بازار تولیدش کساد شده است. به قول خودش زمانی خیاط‌ها وقت برای سر خاراندن نداشتند، حالا از بیکاری دنبال شغل عوض کردن افتاده‌اند. می‌گوید: تعداد سفارش‌هایم در ماه به اندازه درآمدن اجاره مغازه و بخور نمیر زندگی است. اجاره خانه‌ام هم عقب افتاده و هر ماه از خرج شکم می‌زنیم تا به خرج‌های دیگر برسیم.
از هزینه‌های درمان می‌پرسم. لبخندش را زود محو می‌کند تا دندان‌های خرابش به چشم نیایند. از درد دندان‌های خراب که شب‌ها خواب را به چشمش حرام کرده‌، ناله می‌کند: تا حالا دندان‌پزشکی رفتید؟ یک دندان پر کردن به اندازه کل درآمد یک ماهم است. آخر چطور از شر این دردهای لعنتی خلاص شوم. می‌گویند دندان روی جگر بگذارید، اما امثال من دندان روی درد می‌گذاریم.

٣٣درصد شهروندان مشهدی یک وعده غذایی ثابت ندارند
روایت زندگی این خیاط با درد دندان، دردِ زندگی خیلی از افراد دیگر جامعه هم هست. اینکه ترمیم کردن چند دندان، هزینه میلیونی دارد و از خیر آن گذشته‌اند. در همین بحث دکتر اکبری جامعه‌شناس، به آمار پژوهشی اشاره می‌کند که بر پایه آن بیش از ۵۵ درصد مردم توان استفاده از خدمات مناسب بهداشتی و خدمات دندان‌پزشکی را ندارند. این آمار در پژوهشی با عنوان «شناسایی آسیب‌ها و نابهنجاری‌های شهری به تفکیک محلات مشهد» آمده است. پژوهشی که سال گذشته از سوی هسته پژوهشی مطالعات اجتماعی دانشگاه فردوسی تهیه شد. دکتر اکبری، مجری این پژوهش در خصوص نتایج مرتبط با فقر شهری به این نکته هم اشاره می‌کند که حدود ٣٣درصد شهروندان مشهدی در این پژوهش اعلام کرده‌اند اصلا، یا به میزان کافی نمی‌توانند پوشاک و خوراک خود را تأمین کنند. حتی در طول یک روز، یک وعده غذایی ثابت هم ندارند و برای سیر کردن شکم خود سختی می‌کشند.

نیمی از شهروندان مشهد، درآمد یک میلیونی دارند
این جامعه شناس به بحث میزان درآمد شهروندان مشهدی هم اشاره کرده و می‌گوید: بین ۵٠ تا ۶٠ درصد شهروندان، درآمد ماهیانه خود را یک میلیون تومان یا کمتر از یک میلیون تومان اعلام کردند. در واقع بیش از نیمی از مردم مشهد در رده درآمد خط فقر نسبی یا مطلق قرار دارند. دکتر اکبری به آمار دیگری از این پژوهش اشاره می‌کند که حکایت از نابرابری شدید اجتماعی دارد. در این آمار، شکاف بین دهک‌های پایین و بالا در شهر مشهد بین ١٩ تا ٢٠ برابر است. یعنی درآمد یک خانواده در دهک بالا ٢٠ برابر یک خانواده در دهک پایین است.

چرخش زندگی یک خانواده با ٧٠٠ هزار تومان، جوک است
این اختلاف طبقاتی را در گفت‌وگوی میدانی با مردم مشهد در نقاط مختلف شهر می‌بینیم. شهروندی در یکی از نقاط برخوردار شهر، از درآمد ماهیانه پنج تا شش میلیون تومانی راضی نیست! دغدغه‌اش کیفیت پایین خودروی داخلی‌اش است یا کیفیت اجناسی که می‌خرد. در صحبت از پوشاک، دغدغه‌اش بِرند تقلبی یا اصلی است. در بحث خوراک، از تراریخته و بالا رفتن درصد هورمون موجود در غذاها سخن به میان می‌آورد. بحث تفریح و سفر که پیش می‌آید، از تأخیر هواپیما و بسته‌های گردشگری ضعیف می‌گوید. دنیایی که با دنیای آدم‌های آن طرف شهر فاصله‌‌ای بعید دارد.
٧٠٠ هزار تومان در ماه برای اداره یک خانواده پنج نفره برای آن‌ها در حد یک جوک است. اعلام شدن این ارقام را مثل آمارهای غیر علمی دیگری می‌دانند که مسئولان روی هوا حساب و کتاب کرده‌اند، نه با درنظر گرفتن اوضاع زندگی مردم و نمی‌خواهند وضعیت بد را علنی اعلام کنند.
این بحث را دکتر اکبری از جنبه جامعه‌شناسی این‌گونه تحلیل می‌کند: دولت‌ها برای اینکه اعلام میزان فقر واقعی شائبه سیاسی، بین‌المللی و داخلی دارد، سعی می‌کنند رقم پایین‌تری از واقعیت اعلام کنند. یکی از سیستم‌هایی که در امور بین‌الملل در مورد کشورها قضاوت و ارزیابی می‌شود، همین شاخص خط فقر است. ایران از ١٠ سال گذشته به طور رسمی خط فقر را اعلام نکرده و ارقامی که گفته شده‌، بیشتر نظرات کارشناسان و صاحب‌نظران اقتصادی بوده است. رقم ٧٠٠ هزار تومان به تازگی رسانه‌ای شده و در عین حال در برگیرنده همین ملاحظات بوده است.سخنان این عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد به اینجا می‌رسد که رقم ٧٠٠ هزار تومان برای خط فقر بیشتر رقم مدیریتی است، نه واقعی.چِشُمی، کارشناس اقتصادی هم در این بحث با دکتر اکبری هم‌نظر است. او می‌گوید: حداقل نیازهای زندگی هم با ٧٠٠ هزار تومان تأمین نمی‌شود و اعلام این رقم برای خط فقر بیشتر جنبه مدیریتی دارد.به گفته وی یکی از ملاک‌های معرفی هر کشور، میزان خط فقر آن کشور است که در آمارهای جهانی برای ایران رقم رسمی اعلام نمی‌شود. در این آمارها برای کشوری مثل ترکیه ١٨درصد فقر اعلام شده که تقریبا وضعیت کشور ما مشابه این کشور است.
وی در ادامه سخنانش به سبک زندگی جامعه ما اشاره کرده و تأکید می‌کند: یک انسان در یک زندگی معمولی حداقل به یک‌ تا چندبار میهمانی رفتن و میهمانی گرفتن در ماه نیاز دارد تا روابط خانوادگی خود را حفظ کند. برای حفظ روابط اجتماعی نیز به استفاده از برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی نیاز دارد. از نظر تفریح حداقل سالی یک‌بار نیاز به سفر دارد. از نظر درمان علاوه بر چکاپ‌های سالیانه، نیاز به مراجعه به پزشک دارد. از نظر پوشاک هم همینطور. اگر هزینه‌های تحصیل و حمل و نقل را هم در نظر بگیریم خیلی بدیهی است که رقم خط فقر چند برابر ٧٠٠ هزار تومان خواهد بود

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس