نسخه پی دی اف

تئاتر می‌تواند تغییر ایجاد کند ؛ داوود کیانیان در گفت‌وگو با شهرآرا از فراز و نشیب تئاتر مشهد می‌گوید

غلامرضا زوزنی- سال١٣٢١ در تهران متولد شده است، اما هنوز دوره ابتدایی‌اش تمام نشده‌ به مشهد مهاجرت می‌کند. پدر و مادرش نذر کرده بودند اگر دوباره بچه‌دار شوند برای زندگی به مشهد بیایند. بعد ٩ سال از تولد داوود، خدا یک برادر به خانواده‌شان می‌دهد و اسمش را رضا می‌گذارند و به عهدشان که مهاجرت بود وفا کرده و «مجاور» می‌شوند. از آن روزی که به مشهد آمد تا روزی که دوباره به تهران باز می‌گردد، حدود ۴٠ سال در مشهد زندگی کرده و علاوه بر تدریس درآموزش و پرورش، به فعالیت‌های هنری نیز مشغول بوده است. معلمی را با کارگردانی و نویسندگی تئاتر در هم آمیخته و نتیجه‌اش شده عشق به تئاتر کودکان و نوجوانان. «داوود کیانیان» فرزند بزرگ خانواده کیانیان است و مشوق دو برادر دیگر. هرچند که هر کدام از برادر‌ها در شاخه‌ای از شاخه‌ها و رشته‌های هنر‌های نمایشی فعالیت کرده‌اند‌، اما داوود نمایشنامه‌نویسی، کارگردانی وتدریس تئاتر برای کودکان و نوجوانان را ‌پی می‌گیرد و هنوز با اینکه موهایش سفید شده دست بردار نیست.

کار هنری‌تان را چطور در مشهد شروع کردید؟ پاتوقتان کجاها بود؟
کار نمایش من از نمایش‌های خانوادگی شروع می‌شود، در مدرسه ادامه پیدا می‌کند، در دبیرستان قوام می‌گیرد و با ایجاد « گروه نمایشی پارت» به صورت حرفه‌ای در می‌آید. پاتوق ما از سال ١٣۴۴تا ١٣۶٠، در دفتر همین گروه بود و گاهی نیز در قهوه‌خانه‌ «داش آقا» در «ارگ». خلاصه هر کجا که تئاتر بود ما نیز در آنجا سبز می‌شدیم. « انجمن ایران آمریکا»، « امور تربیتی فر‌هنگ»، «‌سازمان جوانان شیر و خورشید»‌، «‌تالار راضی دانشکده پزشکی» و « مرکز آموزش تئاتر فرهنگ و هنر».

فضای هنری مشهد با تهران آن زمان چه تفاوتی داشت؟ این تفاوت الان چه شکلی به خود گرفته است؟
فضای تئاتری مشهد تحت تأثیر فعالیت‌های تهران بود، با این تفاوت که بچه‌های مشهد با امکانات کمتری دست به فعالیت‌های گسترده‌ای زده بودند. تمامی پاتوق‌هایی را که نام بردم به اضافه‌ «‌تئاتر گلشن»، «‌تئاتر نادر» و حتی «‌باشگاه افسران» و چند نهاد دیگر به فعالیت‌های تئاتری می‌پرداختند. روزنامه‌ها تئاتر‌ها را « نقد» می‌کردند و نمایش‌هایی از تهران برای اجرا به مشهد می‌آمدند، مثل نمایش «‌سلطان مار» کار آقای بهرام بیضایی. همان طور که جامعه تغییر می‌کرد، تئاتر نیز تغییر می‌کرد. همان طور که جامعه گسترش می‌یافت، تئاتر نیز با حضور هنرمندان جدید وسیع‌تر و متنوع‌تر می‌شد. به طوری که هر قشری می‌توانست تئاتر ویژه‌ خود را داشته باشد. تئاتر مردمی و سرگرم کننده‌، تئاتر‌های فاخر، تئاتر‌های دانش آموزی و تئاترهای اجتماعی و سیاسی و ... .

یکی از هنرمندانی که با حمایت و تربیت شما پا به عرصه سینما و تئاتر گذاشت، برادرتان رضاست، چطور شد که او را به بازی گرفتید‌؟
او با علاقه‌ای که به این عرصه داشت جای خودش را کم‌کم باز کرد. بروشور و پوستر طراحی می‌کرد. به ساخت دکور و صحنه کمک می‌کرد. خلاصه هر کاری می‌کرد تا در تئاتر حضور داشته باشد. با نقش‌های خیلی کوچک شروع کرد و توانست کم کم نقش‌های اول را به عهده بگیرد. با رفتن به دانشکده تئاتر هنرهای زیبای تهران در گروه به لحاظ آکادمیک تأثیر ویژه‌ای گذاشت. بعد از دانش‌آموختگی نیز هیچ‌گاه فعالیت و ارتباطش را با گروه قطع نکرد، بلکه فعالیت‌هایش در گروه ادامه یافت و با نمایش‌های «‌خیابانی» گسترش یافت.

چه می‌شود که رضا در سینما بیشتر حضور دارد و شما کمتر بازی کردید؟
هرکس بنا به گرایش‌های ویژه‌ خودش راه‌هایی را انتخاب می‌کند. من معلم بودم و با دانش‌آموزان و آموزش سرو کار داشتم. او دانشجو بود و دنبال عرصه‌هایی نو که عطش خود را در گستره‌‌ هنر تجربه کند. امکانات من محدود بود و امکانات نسل آنان گسترده‌تر. مشهد یک شهرستان بود و تهران مرکز تمامی فعالیت‌های هنری ملی و حتی جهانی. تأثیر جامعه، محیط و توانایی‌های فردی را نباید در روند انتخاب‌ها فراموش کرد.

چه کسی مشوق حمید بود؟ آیا از شما هم تأثیر می‌گرفت؟
حمید از خردسالی با تئاتر حرفه‌ای بزرگ شد. کودکی، نوجوانی و جوانی‌اش را در محیط تئاتری و اجرای تئاتر سپری کرد. اگر رضا تنها برادر بزرگ خود را در تئاتر یافته بود، حمید با دو برادر مواجه بود که تئاتر کار می‌کردند. اما چه من، چه رضا و چه حمید را این گروه بود که می‌ساخت و تحت‌تأثیر قرار می‌داد. افراد هنرمندی که در گروه حضور داشتند، روی گروه تأثیر داشتند به‌ویژه آنان که گرایش و انگیزه‌های قوی داشتند. مثل «تقی رفقی»، «خسرو نیک آموز»، «محمدباقر کلاهی اهری» و خیلی‌ها‌ی دیگر. این تأثیرگذاری تنها به زمینه‌ها‌ی هنری محدود نمی‌شد، بلکه در زمینه ادبی، مذهبی و سیاسی نیز تأثیرات خود را نشان می‌داد.

جایی خواندم وزیر بهداشت هم از شاگردان تئاتر شما بوده است !
جریانش آن‌است که من جدای از گروه تئاتر پارت، به تدریس تئاتر در دبیرستان‌ها به عنوان دبیر و مربی مشغول به کار بودم. گویا ایشان در یکی از این کلاس‌ها شرکت داشته‌اند.

چه چیزی در تئاتر کودکان وجود دارد که باعث شده شما را مجاب کند عمرتان را در رشد این شاخه هنری طی کنید؟
شغل معلمی و مربیگری تئاتر به من آموخت که تئاتر می‌تواند در ما «‌تغییر» ایجاد کند و با آموزش و اجرای آن کودکان و نوجوانان نسل‌های آینده را مطابق نیازهای زمانه پرورش دهد و زیر بنای آینده‌ کشور و به‌ویژه تئاتر را تقویت کند.

جریان صدسالگی تئاتر کودک و نوجوان در ایران چیست ؟ شما پیگیر بودید جشنی برای این موضوع برپا کنید.
در سال ١٢٩٩ جبار باغچه‌بان در شهر مرند نخستین نمایش را با کودکان به اجرا می‌گذارد. او بعدها در تبریز و شیراز برای بچه‌ها نمایشنامه می‌نویسد، برای اولین بار چاپ می‌کند و با کودکان به اجرا در می‌آورد. او بنیان‌گذار و آغازگر تئاتر کودک در ایران است. امسال ما در آستانه‌ سالگرد صد سالگی این هنر قرار داریم. بنابراین باید از آغازگرش به صورت ویژه قدردانی کنیم و به استقبال آغاز قرن دوم این فعالیت انسان‌ساز برویم.

اساسا در آمیختن تئاتر کودک و نوجوان با نمایش‌های عروسکی را چطور می‌بینید؟
تئاتر عروسکی شاخه‌ای از تئاتر است که می‌تواند برای همه‌ اقشار کاربرد داشته باشد. از جمله با استقبال کودکان و نوجوانان نیز مواجه شود. چنان‌که در آموزش و پرورش و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز این تئاتر به عنوان یک فعالیت هنری مطرح است.

منظورم این است که تئاتر کودک و نوجوان را می‌توان منحصر به نمایش‌های عروسکی کرد؟
خیر. این یک تفکر محدود کننده است که جلوی خلاقیت کودکان و نوجوانان را سد می‌کند. نمایش‌های عروسکی یکی از فعالیت‌های هنری است که می‌تواند برای آن‌ها به کار گرفته شود. بازی‌های نمایشی، نمایش خلاق، نمایش در کلاس درس، تئاتر دانش‌آموزی، تئاتر برای آن‌ها و تئاتر با آن‌ها از دیگر فعالیت‌هایی است که آنان می‌توانند در زمینه‌‌ تئاتر به فعالیت بپردازند و خلاقیت خود را شکوفا کنند.

سال‌های اخیر نمایش عروسکی در مشهد رونق پیدا کرده است؟ اگر در جریان آن هستید ، این نمایش‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید؟
مشهد نه تنها در این شاخه از تئاتر جایگاه ویژه‌ای دارد، بلکه در سایر شاخه‌های تئاتری و هنری نیز به خوبی خود‌نمایی کرده است. نه تنها بعد از تهران حرف اول را می‌زند، بلکه در بسیاری از این هنرها باید گفت «‌پیشرو» بوده و هست. دریک جمله باید گفت، هنرمندان مشهد آب نمی‌بینند وگرنه شناگرهای قابلی هستند. محدودیت‌ها هیچ‌گاه نتوانسته است جلوی گسترش هنر آن‌ها را بگیرد، بلکه برعکس محدودیت‌ها همیشه باعث شکوفایی خلاقیت آن‌ها بوده و باعث شده‌است تا هنرمندان به صورت عمیق‌تر باورهای خود را دنبال کنند و آن‌را درمعرض ارزیابی عمومی بگذارند.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس