نسخه پی دی اف

صبح دیروز دو متجاوز‌به‌عنف در مشهد به دار‌مجازات آویخته شدند ؛ خرچنگ های سیاه اعدام شدند

محمدجواد ابوعطا- صبح دیروز پس از یک‌سال کش‌و‌قوس و دادگاهی پنج متهم متجاوز‌به‌عنف در مشهد، تیر‌خلاص به زندگی دو متهم ردیف اول این پرونده خورد و آن‌ها پس از تأیید دیوان‌عالی کشور به دستور دادستان مشهد با اقدامات دادسرای انقلاب مشهد به دار‌مجازات آویخته شدند.
«یکی راهش را در سوریه پیدا می‌کند و شهید می‌شود، یکی این‌طوری زندگی‌ و عمرش را تباه می‌کند» این جملات درست در لحظه صفر زندگی دو اعدامی، از سوی عقیل یکی از همکاران رسانه‌ای‌ام در کنار گوشم زمزمه می‌شود. وقتی بر‌می‌گردم کار یک‌سره شده‌ است و اعدامی‌ها توان دست‌و‌پا زدن را هم از دست داده‌اند، به اصطلاح کارشان تمام شده است. برایم سخت است به این فکر کنم که ساعتی قبل با دو مرد زنده روبه‌رو شده‌ام و به عنوان آخرین نفری بوده‌ام که با آن‌ها صحبت کرده‌ام- هرچند استرس و ترس زبانشان را قفل کرده بود و چیزی از اشاراتشان دستگیرم نشد- حالا دیگر تنها دو جسد هستند خالی از روح و شور زندگی، اما به قول معروف «خود کرده را تدبیر نیست».
«چرا این کار را کردند؟» این سؤالی است که امیدوار بودم در آخرین لحظات زندگی این دو محکوم، جوابش را بیابم. اما نشد و تمام بافته‌هایم با دیدن متهمانی که ساعتی دیگر به دار‌مجازات آویخته می‌شدند، رشته شد. یکی از متهمان در واکنش به تمام صحبت‌هایم فقط نگاهم می‌کرد و سرش می‌لرزید، به گفته مأموران انتظامی، تکنسین‌های اورژانس سلامتش را تأیید کرد‌ه‌ و گفته‌ بودند از استرس و ترس این‌طور شده است.
چاره‌ای نیست، آن‌ها را رها می‌کنم و خودم را به پارکینگ خودروهای توقیفی در انتهای خیابان کوشش ٣٢می‌رسانم. باران هم در تمام مدت همراهی‌ام می‌کند و هی یادم می‌اندازد که فراموش کرده‌ام کلاه و چتر بردارم. همه چیز مهیای اجرای مراسم است. خیلی‌ها می‌پرسند که این‌ها چه کرده‌اند و نمی‌دانند آن‌ها عامل کابوس‌های مدام بانوانی هستند که به اعتماد نشان تاکسی‌تلفنی هک‌شده روی خودرو متهمان، سوار خودرو آن‌ها شده‌اند و چند دقیقه بعد با تهدید و توسل به زور از مشهد ربوده شده‌ و آنچه نباید شود، شده است و پس از ساعت‌ها شکنجه روحی و جسمی، نیمه‌شب با سر‌و‌وضعی آشفته در خیابان‌های خلوت مشهد از همان خودرو به پایین پرتاب شده‌اند.
متهمان را به صحنه می‌آورند، باران همچنان می‌بارد ، سهم همه به یک اندازه است.محکومان به همان اندازه خیس می‌شوند که تماشاچی‌ها خیس شده‌اند. تنها سقف موجود، پلاستیکی شفاف است که بالای جایگاه اعدام کشیده شده است تا محکومان حداقل در این لحظات خیس نشوند.
به دستور قاضی مهدی خدابخشی، سرپرست دادسرای انقلاب مشهد، حکم محکومان به همراه بخشی از اظهارات تکان‌دهنده شاکیان قرائت می‌شود و پس از آن دستور اعدام صادر می‌شود.
تا به حال ندیده‌ام که هیچ محکومی با پای خودش روی سکوی اعدام برود، این محکومان هم از این قائده مستثنی نیستند، چند نفر آن‌ها را کول گرفته و بالا می‌برند، شاید درست همان‌طور که آن‌ها زنان بی‌نوا را کول گرفته از خودرو به شکنجه‌گاهشان منتقل می‌کردند.
از دیدن صحنه دست می‌کشم و به حالات تماشاچی‌ها که در زیر باران رگباری ایستاده‌اند، توجه می‌کنم و با همان همکار رسانه‌ای‌ام در حاشیه میدان کمی قدم می‌زنیم و کمی صحبت می‌کنیم. برای آن‌ها که زیر باران ایستاده‌اند وقت به کندی می‌گذرد اما مطمئنم که زمان مفهوم دیگری‌ برای محکومان آویزان شده دارد، شاید هم به آن شب‌هایی فکر می‌کنند که خنده‌های مستانه‌شان صدای فریاد‌های زنان بی‌نوا را محو می‌کرده است. اما با اطمینان می‌توانم بگویم که رشته افکارشان خیلی زود پاره می‌شود و از قید هستی خلاص و به گفته عرفا دوباره متولد ‌می‌شوند و حالا دنیا را از زاویه‌ای نو می‌بینند.

رسیدگی مجدد به پرونده متهمان
اولین مسئولی که پس از پایان مراسم به جمع خبرنگاران می‌آید، دادستان مشهد است که از رسیدگی مجدد به اتهامات سه متهم دیگر این پرونده در دادگاه‌های کیفری مشهد خبر می‌دهد.
قاضی غلامعلی‌صادقی با بیان اینکه اجرای این حکم در پی درخواست مردم و نیاز جامعه است، به بازخوانی بخشی از مراتب انتظامی و قضایی صورت‌گرفته در ذیل این پرونده می‌پردازد و می‌گوید: این پرونده با‌سرعت در پلیس رسیدگی شد و در دادسرا و دادگاه‌ها نیز رسیدگی‌های لازم صورت گرفت و پس از صدور احکام مقتضی و تأیید دیوان‌عالی‌ کشور، حکم اعدام در ملأ‌عام در خصوص دو متهم ردیف اول پرونده امروز
اجرا شد.
دادستان مشهد هشداری جدی را چاشنی صحبت‌هایش می‌کند و ضمن قدردانی از تلاش پلیس ادامه می‌دهد: پلیس با ساز‌و‌کاری که در اختیار دارد، جرائم را به ‌سرعت همراه با دقت کشف می‌کند. هیچ پرونده بزرگی نیست که در آن موفقیت نداشته باشیم و ‌پس از تشکیل پرونده، اقدامات قاطع و سریع ‌دادسرا و دادگاه‌ها که در کمترین زمان به احکام قطعی منجر می‌شود، این چرخه را تکمیل می‌کند.
صادقی سپس با نیم‌نگاهی به متجاوزان اعدام شده، می‌گوید: احکام متجاوزانی که به مال، جان و ناموس مردم تجاوز می‌کنند، با دقت، سرعت و قاطعیت پیگیری و پس از صدور‌حکم، اجرا می‌شود.
دادستان مشهد خانواده را موفق‌ترین نهاد اجتماعی برای مبارزه با آسیب‌های اجتماعی و جرائم می‌داند که این افکار در ادامه صحبتش هویدا می‌شود جایی که می‌گوید: خانواده‌ها مراقبت‌های لازم را داشته باشند و به هشدارهایی که از طریق رسانه‌ها گفته می‌شود، توجه جدی‌تری داشته باشند.
صادقی با دست‌پر به میان خبرنگاران آمد و از ادامه اجرای حدود‌الهی در‌آینده نزدیک خبر داده و وعده می‌دهد: « با دستگیری سریع و قاطع چندین متهم، برخی در مرحله تشکیل پرونده هستند و یا برای‌ آن‌ها حکم صادر شده است که حتما این احکام اجرا می‌شود یا در مرحله رسیدگی و صدور حکم هستند که در آینده نزدیک شاهد اجرای احکام قاطع دیگر در این زمینه خواهیم بود که بتواند ضامن امنیت جامعه باشد.»

دوباره از ندا و محمدحسین
پرونده تلخ قتل دو کودک دوباره به میان این مصاحبه می‌خزد، پرونده‌های گزنده‌ای که در پی آن محمد حسین ١٠ساله و ندای ۶ساله اسیر هوس‌بازی دو جانی شدند، صادقی در‌این‌خصوص بیان می‌کند: «‌پرونده قتل دو کودک پس از طی مرحله پلیسی در دادسرا تشکیل شد و پرونده‌ها با صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری خراسان‌رضوی ارسال شد . دادگاه کیفری نیز با تأکیدی که رئیس‌کل دادگستری خراسان‌رضوی داشته است، به‌صورت فوق‌العاده و خارج‌‌از‌نوبت رسیدگی می‌‌‌‌شود. پس از صدور احکام لازم باز هم از مردم دعوت می‌کنیم تا برای اجرای آن که مطمئناً برای ثبات امنیت جامعه اثر منحصر‌به‌فردی دارد، حضور یابند.»

اجرای حدود الهی از بارش باران بهتر است
سرپرست دادسرای انقلاب مشهد نیز پس از اجرای حکم متجاوزان در تیررس خبرنگاران قرار می‌گیرد و با بیان این حدیث که «‌اجرای حدود‌الهی از بارش باران برای مردم نافع‌تر است» جزئیاتی از اقدامات خبیثانه اعضای این گروه را تشریح می‌کند.
به گفته قاضی مهدی خدا‌بخشی، این حکم قاطع قضایی با اقدامات سریع و به موقع قضات دادسرای انقلاب مشهد به نتیجه رسید و پس از تأیید دیوان‌عالی کشور، حکم در ملأعام اجرا شد تا درسی برای تمام افرادی باشد که افکار‌سوء در سر دارند و بدانند که با این اقدامات تیشه به ریشه زندگی
خود زده‌اند.

رحمتی که همچنان می‌بارید
همه خیس شده بودیم و باران رحمت‌الهی همچنان اصرار بر باریدن داشت، با خودم فکر می‌کنم اگر باران می‌توانست رفتارهای بد آدمی را هم بشوید، حتما حال امروز مشهد خیلی خوب بود، اما دریغ. پزشکی‌قانونی کارش را انجام می‌دهد و با اعلان رسمی پایان مراسم، جمعیت هم کم‌کم به خود می‌آیند و دوان‌دوان راه خروج را پیش می‌گیرند. عکاسان هم آخرین فریم‌های عکسشان را پس از پایین کشیدن اجساد می‌گیرند و به خودروهای‌ گرمشان پناه می‌برند.
خروج خودرو حمل جسد، مهم‌ترین سند اجرای مراسم در این پارکینگ را با خود می‌برد. هر‌چند امید ‌دارم که دیگر به چنین مراسمی دعوت نشوم، اما گاهی انسان ناگزیر است.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس